(( خرمشهر را خدا آزاد كرد )) اي كاش خدا خرمشهر را آزاد نمي كرد
تامي گزاشتيم در كوچه هايش بازهم با غيرت و شجاعت بجنگند و عزيزانمان را پرپر از ستيز بعثي هامي ديديم اي كاش خدا خرمشهررا آزاد نمي كرد تا دخترانش براي وجب به وجب خاكش بميرند اي كاش خدا خرمشهر را آزاد نمي كرد تا براي هجوم پوتين ها بازشاهرگمان را قرباني مي كرديم اي كاش خدا خرمشهر را آزاد نمي كرد تا شب و روز با نان خشك در آب شط چاشت ميكرديم اي كاش خدا خرمشهر را آزاد نمي كرد تا تك فشنگ خود را براي آزاديش به گردن مي آويختيم اما نشد خدا
برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:44
بي خبر اي كاشك دلم از همه جا بي خبر يمي از يار و ولاتم دل مو شي سفر يمي
مي رفت توي كوه و كتل يا كه تو صحرا تو باغ و از اين خونه همي ري و در يمي مي رفت كه ببينه دل مو يا ر قشنگش چيش كور مو با ديدن يار بر يميدل مي شو ببينه يارش يار عزيزش يارم كه همي موش مي دي شي كپر يميهر گاه كه چيشك مي زنه سيم با دو مزنگش هر غصه و غم ري دل مو مثل پر يميوقتي كه ميناش واز ميكنه مي ريزه تو باد دل گشت كنون گشت ميكو سيش چون فنر يميپينجش هر كمو صد تا هنر داره تو دختا دستش بكشه ري دك و ديوار جهان پر هنر يميصبح تا به
برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:44
عقبي به گوشم مي رسد امروز نداي زينب كبري
در اين دشت پر از كبر و پر از خشم و پر از غوغاچرا اينجا چرا آنجا چرا مردم به جان همميان مسلم و مسلم جدال و جنگ بي همتانداي زينب كبري براي ما كه انسانيمبگيريم دست مظلومي كه در عالم شده تنهابه دشت نينوا زينب حسيني داشت غوغايي(( متي ماتلق من تهوي دع الدنيا و اهملها ))اگر فرياد در اين است كه ظلم از ريشه برداريمچرا مسلم كند كافر مسلمان را مسلمان راحسين از ريشه خشكانيد , مطيع محض ظلمت رابداد از بهر اين كارش سر و دست و تن و جان راكجا هستند عابد ها به درگاه خدا
برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:44
شهیدشاید واژه شهید برای در روز جاری قابی باشد بر دیوار یا نام کوچه ای و یا عکسی میان یک بلوار
شاید واژه ای که هر روز و شب برایمان می خوانندو تکرار می شود در رادیو و تلویزیونشاید سهمیه ای باشد و شاید مدرسه ای به نام شاهدو شاید نگاه های نگران مردانی در کوچه و خیابان که هر روز ما را نظاره میکنندنمی دانم اما من با این واژه ها بیگانه امبرای من قابل درک نیست با من همراه نمیشودوقتی بر قایقی تند رو بر روی رودخانه اروند صدای موتور قایق با باد تند و شور دریا و امواجی که دایم تو و قایق را به هممیکوبد تا ب
برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:44

بنام خدا وند رنگين كمان خداوند عشق و خداوند جان
خداوند لبخند خداوند باد خدا وند باران و خاك و زمان
خداوند گيتي خداوند مهر خداوند پاك و خداوند مان
خداوند شر و خداوند شور خداوند شيرين تر از جانمان
خداوند نزديك خداوند دور خداوند دريا ي هفت آسمان
خداوند غول و خداوند مور خداوند حور و خداوند حان
بنامش سر از خاك بيرون كشد بزايد و زايده در اين جهان
سيد محمد امين فرهي 95/12/18
سيد بوشهر 18/12/95
برچسب: نویسنده: آناهیتا قنبری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 9:44